هر سوالی دارید:

پشتیبانی: 09304121696

ایمیل: info @ jyka . ir

توسعه یک برنامه آموزش هوش هیجانی آنلاین

که در: هوش هیجانی

احساسات در زندگی روزمره نقش برجسته­ای دارند، با این حال افراد در توانایی خود برای درک، پردازش، تنظیم و استفاده از احساسات به شیوه­ای سازگارانه متفاوت هستند. این تفاوت فردی در توانایی­های عاطفی توسط ساختار هوش هیجانی به دست می­آید.

منبع اصلی بحث و سردرگمی در ادبیات هوش هیجانی حول چگونگی مفهوم­سازی و اندازه­گیری هوش هیجانی می­چرخد. تضاد اساسی بین مدل­هایی است که هوش هیجانی را به عنوان یک توانایی می­کنند و مدل­هایی که هوش هیجانی را به عنوان یک ویژگی می­دانند. مدل مبتنی بر توانایی، هوش هیجانی را بر حسب مهارت‌های شناختی- عاطفی خاص تعریف می‌کند و مدل مبتنی بر ویژگی، هوش هیجانی را با استفاده از معیارهای مبتنی بر عملکرد که با پاسخ‌های هنجاری مقایسه می‌شوند، اندازه‌گیری می‌کند.

پرکاربردترین رویکرد مبتنی بر توانایی، مدل چهار شاخه­ای هوش هیجانی مایر و سالوی (1997) است که هوش هیجانی را توانایی (الف) درک دقیق احساسات، (ب) استفاده از احساسات برای تسهیل فکر، (ج) درک احساسات، و (د) مدیریت احساسات خود و دیگران می­داند. در مقابل، مدل مبتنی بر ویژگی، هوش هیجانی را به طور گسترده‌تری به عنوان مجموعه‌ای از تمایلات و توانایی‌های خود ادراک شده تعریف می‌کند. رویکرد مبتنی بر ویژگی، معمولاً از ارزیابی­های خودگزارشی استفاده می­کند و اغلب شامل ویژگی­های شخصیت مانند (مانند همدلی، عزت نفس، خودانگیختگی) است که ممکن است خارج از تعاریف سنتی توانایی عملکرد یا هوش باشد.

شواهد قوی وجود دارد که نشان می‌دهد هوش هیجانی نقش مهمی در مهارت‌های اجتماعی- عاطفی مطلوب (مانند رهبری، انعطاف‌پذیری، کارآفرینی، شادی) ایفا می‌کند و در چندین حوزه اصلی زندگی مفید است. با توجه به نتایج مثبت مرتبط با هوش هیجانی و محبوبیت آن، توجه زیادی به این سوال شده است که آیا هوش هیجانی می­تواند از طریق آموزش افزایش یابد.

این سوال که آیا هوش هیجانی می­تواند از طریق آموزش افزایش یابد؛ منجر به ایجاد بسیاری از مداخلات هوش هیجانی به ویژه در محیط­های آموزشی و سازمانی شده است و علی‌رغم نگرانی‌های نظری و تفاوت‌های بین رویکردها، مطالعات مختلف از جمله مطالعات هوزدیک و همکاران (2018)؛ کوتسو و همکاران (2019) و متینگلی و کرایگر (2019) نشان می‌دهند که هر دو مدل هوش هیجانی به دنبال مداخلات آموزشی متمرکز افزایش می‌یابند.

اخیرا نتایج مطالعه دورهم و همکاران­ش (2023) نشان داده است که آموزش برنامه آموزشی هوش هیجانی آنلاین طراحی شده توسط این محققان، منجر به افزایش توانایی یک فرد برای تشخیص اطلاعات عاطفی از افراد و موقعیت­ها، درک چگونگی ارتباط این اطلاعات با زمینه­ها و اهداف، استفاده از آن اطلاعات برای بهبود فرآیندهای فکری و تعدیل موثر احساسات خود و دیگران به طور مناسب شده است. این برنامه هوش هیجانی آنلاین، در بهبود توانایی شرکت­کنندگان برای مدیریت و کنترل پاسخ­های عاطفی بر اساس در نظر گرفتن زمینه موقعیتی، یکی از مؤلفه­های کلیدی موفقیت اجتماعی – عاطفی و بهبود قابل توجه ویژگی عاطفی که شامل درک خود فرد از همدلی عاطفی، ادراک، و بیان و کیفیت روابط است، توانسته مؤثر باشد. همچنین شرکت­کنندگان در این دوره آموزشی آنلاین، افزایش در درک خود از شایستگی عاطفی را تجربه کرده­اند و به طور قابل‌توجهی نمرات بالینی افسردگی، اضطراب و افکار خودکشی افراد شرکت کننده  پس از آموزش بهبود یافته است.

یکی از نتایج دیگر این مطالعه این است که برخلاف تحقیقات قبلی از جمله مطالعه سپدا و همکاران (2006) در مورد مدل‌های یادگیری که نشان داده بودند که ارائه آموزش هوش هیجانی در دوره‌های زمانی طولانی‌تر، می‌تواند به شرکت‌کنندگان در یادگیری و افزایش مهارت­ها، مؤثرتر از فشرده‌سازی محتوا، در یک بازه زمانی کوتاه‌تر کمک کند، تفاوتی در بهبود هوش هیجانی افراد بین شرایط تمرین فشرده (1 هفته) و گسترده (3 هفته) وجود ندارد.  یک پیامد مهم این نتیجه این است که به نظر می­رسد که برنامه را می­توان به طور انعطاف­پذیر در طول زمان (یعنی گسترده یا فشرده) با نتایج کلی استفاده کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

چگونه می توانیم به شما کمک کنیم؟

میتوانید از طریق این فرم با آکادمی کسب و کار و استعدادیابی جیکا در ارتباط باشید

 








    چه خدماتی می توانیم به شما ارائه دهیم؟