خواب و احساسات به طور قطعی با هم مرتبط هستند. بدون خواب کافی، افراد بدخلق می شوند، به راحتی ناامید می شوند، مستعد پاسخگویی با خشم هستند، در استفاده از احساسات برای هدایت تصمیم گیری دچار مشکل می شوند، ظرفیتشان برای سرکوب افکار منفی ناخواسته، تواناییشان در تشخیص و درک دقیق اطلاعات هیجانی، استدلال مؤثر در مورد آن اطلاعات و استفاده از چنین دانشی برای هدایت سازگارانه افکار و رفتار در خود و دیگران کم می شود.
هوش هیجانی، مجموعهای از ویژگیهای عاطفی و بین فردی نسبتاً پایدار و قابل اندازهگیری را منعکس میکند. هوش هیجانی، که گاهی به عنوان خودکارآمدی هیجانی شناخته میشود، توسط مقیاسهای درجهبندی ذهنی ادراکات فرد از قابلیتهای عاطفیشان اندازهگیری میشود. معمولاً، آزمونهای هوش هیجانی توانایی شامل مواردی هستند که به نوعی تصمیم ادراکی، استدلال یا تبعیض در مورد محتوای احساسی نیاز دارند که با پاسخهای اجماع از یک نمونه هنجاری مقایسه میشود و با حوزه های شخصیت، خلق و خو، رفاه ذهنی و جنبههای مختلف عملکرد عاطفی مرتبط هستند.
کیلگور و همکارانش در سال 2022، در مطالعهای بر روی 477 بزرگسال سالم، با بررسی شاخص کیفیت خواب و مقیاس هوش هیجانی نشان میدهد که کیفیت و مدت خواب با سطح هوش هیجانی افراد مرتبط است. دو شب محرومیت از خواب، به طور قابل توجهی نمرات هوش هیجانی را کاهش می دهد. کیفیت خواب ضعیف یا خواب ناکافی ممکن است به طور متفاوتی بر ادراک یک فرد از وضعیت عاطفی و رفاه ذهنیشان نسبت به جنبههای مبتنی بر عملکرد هوش هیجانی که مستلزم استدلال عاطفی و حل مسئله است، تأثیر بگذارد. در مجموع، بر طبق نتایج این مطالعه، مدت خواب طولانیتر و کیفیت خواب بهتر گزارش شده توسط افراد با ادراکات ذهنی از عملکرد عاطفی بهتر مرتبط بود، اما با معیارهای مبتنی بر عملکرد استدلال هیجانی ارتباطی نداشت.
